جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2046

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

معدنها ، صخره‌ها ، گياهان و حيوانات از صدها ميليون سال پيش در او مؤثر بوده‌اند . از لحاظ معنوى نيز تحت‌تأثير همين عوامل و افكار و آراء و مذاهب و عقايد و فلسفه‌هاى بشرى است . تمام كوشش‌هاى مادى انسان ، بخشى از كوششهاى انسانيت ، طى تاريخ طولانى خود است ، و تمام معنوياتى كه فراهم آورده ، محصول كوششهاى جدى روح انسانها در مكانهاى گوناگون است . خلاصه اينكه ، انسان داراى قوميت است ، زيرا كه او به يك جامعه يا يك ملت بستگى دارد و اقليم خاصى را وطن خود قرار داده است و با اقتصاد معينى زندگى مىكند و به تاريخ خاصى مرتبط است و با يك زبان تفاهم برقرار مىكند ، و با هنرهاى زيبا كه تعبيرى از حقيقت مشترك افراد جامعه است ، به ديگران پيوند مىيابد . همين انسان قومى و اجتماعى ، در عين حال « انسانى » است ، زيرا قوميت صحيح ، از انسانيت همگانى ، گسسته نيست و نسبت قوميت به انسانيّت ، همچون نسبت عوارض و مشخصات ، نسبت به فرد است . فرد به‌وسيلهء اين عوارض مشخصه ، از برادران نوعى خود متمايز مىگردد ؛ البته اين مشخصات سبب جدايى او از سايرين نمىشود . يك قوم نيز اين چنين است . به وسيلهء مشخصات قومى ، از اقوام و ملل ديگر ممتاز مىشود ، لكن از اقوام ديگر هم از لحاظ انسانيت جدا نيست . كسانى مثل موسولينى و هيتلر و . . . كه مىخواستند قوميت را از انسانيت جدا كنند ، و نظريهء برترى نژاد را پيش كشيدند ، مردمى منافق هستند ، و به قوميتى كه به خيال خود تقويتش مىكنند ، لطمه‌هاى سنگين وارد ساختند . از يكى از اين آقايان مىپرسم : اگر او را از لباسى كه در كارخانه‌هاى وطنش بافته شده برهنه‌اش كنيم و از